شيخ حسين انصاريان

39

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

گفت موسى آنچه حق فرموده بود * زنگ كفر از خاطر كافر زدود جان او آيينه پر زنگ بود * آن جوابش صيقل خوشرنگ بود بود گمراهى زره افتاده بس * آن جوابش بود آواز جرس جان او آن شام يلدا دان جواب * مطلع خورشيد و نور آفتاب سر به زير افكند لختى شرمگين * آستين بر چشم و چشمش بر زمين سر برآورد آنگهى با چشم تر * با لب خشك و درون پر شرر گفت با موسى كه جانم سوختى * آتش اندر جان من افروختى من چه گفتم اى كه روى من سياه * وا حيا آه اى خدا واخجلتاه موسيا ايمان بر من عرضه كن * كودكم من بر دهانم نه سخن موسيا ايمان مرا برياد ده * اى خدا پس جان من بر باد ده موسى او را يك سخن تعليم كرد * آن بگفت و جان به حق تسليم كرد اى صفايى هان و هان تا چند صبر * ياد گير ايمان خود زان پير گبر گرچه گفتار تو ايمان پرور است * هم سخن‌هايت همه نغزتر است ريزد از نطقت مسلمانى همه * هست گفتار تو سلمانى همه ليك زاعمال تو دارد عار وننگ * كافر بتخانه ترساى فرنگ « 1 » 29 - اثر شوم خودپسندى مردى در بنىاسرائيل چهل سال كارش دزدى بود . روزى عيسى با عابدى از عبّاد بنىاسرائيل كه از ياران و ملازمان بود بر او گذشت در حالى كه عابد پشت‌سر عيسى در حركت بود ، دزد پيش خود گفت : اين پيامبر خداست و در كنار او يكى از حواريين است ،

--> ( 1 ) - عرفان اسلامى : 1 / 244 .